محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

381

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

فصل اول مملكت بزرگ اسپانيا در عهد سانچوى بزرگ و پسرش فرناندوى اول پيش از اين در تاريخ ممالك مسيحى اسپانيا تا پايان قرن دهم ميلادى يعنى تا پايان عهد المنصور بن ابى عامر سخن گفتيم . اكنون مىخواهيم تاريخ اين ممالك را در خلال قرن يازدهم ميلادى ، يعنى دوره‌اى كه شاهد سقوط خلافت اندلسى و فروپاشى اندلس بزرگ و پديد آمدن دول طوايف بود ، سپس در ايام فرمانروايى آنان تا آمدن مرابطون به شبه جزيره و به پايان رسيدن عمر اين دولتهاى كوچك ، بيان كنيم . ممالك مسيحى اسپانيا در اواخر قرن دهم ميلادى سه مملكت بود : يكى ناوار ( نبره ) كه گارسيا سانشز پسر سانچو گارسياى دوم بر آن فرمان مىراند . ناوار در اين هنگام بزرگترين مملكت مسيحى در آن سرزمين بود . زيرا علاوه بر ميهن اصلى ناوار شامل ولايات كانتابريا و سوبرابى و رباجورسا نيز بود . چون گارسيا سانشز در سال 1000 م پس از پنج سال كه از حكومتش رفته بود بمرد ، پسرش سانچوى سوم ملقب به « كبير » جانشين او گرديد . دوم مملكت ليون بود كه برمودوى دوم از سال 982 م بر آن حكومت مىكرد و با وجود دشمنى برادرش راميرو و جنگ با او ، تا سال 999 م كه پايان حياتش بود به حكومت خود ادامه داد . پسرش آلفونسو كه هنوز كودك بود به جاى او نشست . كنت